مثنوی های ادب فارسی1
نویسنده محمد رضا صرامی
فهرست
منظومه شاعر ............ صفحه
5 نظامي ................. 5
5 اميرخسرودهلوي ... 8
5 هاتفي جامي خرجردي ............ 9
5 خواجوي كرماني .... 11
5 بينش كشميري ..... 14
5 صرفي كشميري .... 14
5 شهاب ترشيزي ..... 15
5 كاتبي ترشيزي نيشابوري ........ 17
5 روح الامين شهرستاني .......... 20
5 ابجدي هندي ........ 21
17 عبدي بيك شيرازي – نويدي ..... 23
2 اهلي شيرازي ........ 27
3 شيخ محسن فاني كشميري..... 28
3 وحشي بافقي......... 29
3 هلالي جغتايي........ 31
4 بي دل................... 32
8 فيضي فياضي ......... 33
4 غزّالي مشهدي ....... 34
4 ميرزا محمّد صادق نامي اصفهاني 36
7 تأثير تبريزي ............. 37
7 حزين لاهيجي ......... 38
6 رشيداي عبّاسي...... 39
6 منير لاهوري ............ 41
7 هفت اورنگ جامي ..... 42
7 زلالي خوانساري ....... 45
7 عتّابي تكلّو................ 46
8 قاسمي گنابادي ....... 48
9 سليم تهراني ........... 50
13 ابوطالب كليم كاشاني .......52
13 وحيد قزويني ............ 55
8 شاه داعي الي الله شيرازي ...... 58
2 عرفي شيرازي ......... 60
2 ملك محمّد قمي ....... 60
شعرا E
224 وَ الشُّعَراءُ يَتَّبعُهُمُ الْغاوُنَ
فقط مردم گمره منزوي / نمايند از شاعران پيروي
225 اَلَمْ تَرَ اَنَّهُمْ في كلِّ وادٍ يَهيمُونَ
نبيني تو آيا كه خود تشنه اند / به وادي حيرت چه سرگشته اند
226 وَ اَنَّهُمْ يَقُولوُنَ ما لا يَفعَلُونَ
چه بسيار گويند حرف و مثل / كه هرگز نسازند بر آن عمل
227 اِلاَّ الَّذَين امَنُوا وَ عَملُوالصّالحات وَ ذَكَرُوا اللهَ كَثيراً وَ انْتَصَروُا مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا وَ سَيَعْلَمُ الَّذينَ ظَلَمُوا اَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ
مگر شاعـراني كه بركردگار / بگرديده مومن ، شده نيككار
خـدا را نمـاينـد بسيـار ياد / بگوينـد ذكر خـدا را زيـاد
برآنان چو ظلمي بيامد به پيش / بجستند ياري از اشعارخويش
ستم پيشگان خود بدانند زود / كدامين مكان است جاي خلود
(قرآن مجيد با ترجمه منظوم (قرآننامه ) – اميد مجد- انتشارات اميد مجد- چاپ چهارم: ارديبهشت 1378 ص 376)
ابومحمد نظامالدين الياس بن يوسف بن زكي مؤيّد گنجوي متخلص به نظامي، پنج مثنوي دارد: مخزنالاسرار A/ خسرو و شيرين B/ ليلي و مجنون C/ هفت پيكر D/ اسكندرنامهE
پنجمين مثنوي نظامي شامل دو قسمت است كه نظامي قسمت نخستين را شرفنامه و قسمت ثانوي را اقبالنامه ناميده و اين دو كتاب را بر روي هم اسكندرنامه مينامند.
(حماسهسرايي در ايران- دكتر ذبيحالله صفا- تهران، انتشارات اميركبير، چاپ پنجم 1369، صص 344 و 345)
مخزنالاسرار
بسـم الله الرحمـن الرحيـم / هست كليـد درِ گنـج حكيـم
فاتحهي فكرت و ختم سَخُن / نام خداي است، بر او ختم كُن
پيش وجـود همـه آيندگـان / پيش بقاي همـه پاينـدگـان
سابقـه سـالار جهـان قـدم / مرسلـه پيـوند گلـوي قلـم
پـردهگشاي فلـك پـردهدار / پردگـي پرده شنـاسان كـار
(كليات نظامي گنجوي- نسخه وحيد دستگردي – ويرايشگر : پروين قائمي – تهران، نشر پيمان – چاپ اول 1381 ص 10)
خسرو و شيرين
خداوندا درِ توفيق بگشاي / نظامي را رهِ تحقيـق بنمـاي
دلي ده كاو يقينـت را بشايد / زبـاني كافرينـت را سرايد
مده ناخوب را بر خاطرم راه/ بدار از ناپسندم دست، كوتاه
درونم را به نور خـود برافروز / زبانم را ثناي خود درآمـوز
به داودي دلم را تازه گردان / زبورم را بلنـدآوازه گـردان
(كليات نظامي گنجوي- نسخه وحيد دستگردي– ويرايشگر : پروين قائمي- تهران، نشر پيمان ، چاپ اول 1381 ص 101 )
ليلي و مجنون
اي نام تو بهترين سرآغاز / بي نام تو نامـه كي كنم باز
اي ياد تو مـونس روانـم / جز نام تـو نيست بر زبانـم
اي كارگشاي هر چه هستند / نام تو كليد هر چه بستند
اي هيچ خطي نگشته ز اوّل / بي حجّت نام تو مسجّل
اي هست كن اساس هستي / كوته ز درت درازدستي
اي خطبهي تـو تباركالله / فيض تو هميشه بارك الله
اي هفت عروس نه عمـاري / بر درگه تـو به پردهداري
اي هست نه بر طريـق چوني / داناي بروني و درونـي
اي هـرچه رميده وارميـده / در كن فيـكون تو آفـريده
اي واهب عقل وباعث جان/ با حكم تو هست ونيست يكسان
اي محـرم عالـم تحيّـر / عالم ز تو هـمتهي و هم پُـر
اي تو به صفات خويش موصوف/ اي نهي تو منكر امرمعروف
اي امـر تو را نفـاذ مطلـق / و از امـر تو كائنات مشتـق
اي مقصـد همّـت بلنـدان / مقصـود دل نيازمنـدان
اي سرمـهكش بلندبنيـان / در بازكـنِ دروننشينـان
اي بر ورق تـو درس ايّام / زآغاز رسيده تا به انجـام
(كليات نظامي گنجوي- نسخه وحيد دستگردي- ويرايشگر: پروين قائمي- تهران، نشر پيمان- چاپ اول 1381 ص 351 )
هفتپيكر
بهرامنامه – هفت گنبد
اي جهان ديده بودِ خويش از تو / هيچ بودي نبوده پيش از تو
دربدايت ، بدايت همه چيز/در نهايت ، نهايت همه چيز
اي برآرندهي سپهـر بلند / انجمافروز و انجمن پيوند
آفرينندهي خزايـن جود / مبـدع و آفريدگـار وجـود
سازمند از تو گشته كار همه / اي همه وافريدگار همه
(كليات نظامي گنجوي- نسخه وحيد دستگردي- ويرايشگر: پروين قائمي- تهران، نشر پيمان – چاپ اول 1381 ص 495)
اسكندرنامه
شرفنامه
خدايا، جهان پادشاهي تراست / ز ما خدمت آيد، خدايي تراست
پناه بلنديّ و پستي تويي/ همـه نيستند ، آن چه هستي تويي
همه آفريدهست بالا و پست / تويي آفرينندهي هر چـه هست
تويي برترين دانشآموز پاك / ز دانش قلم رانـده بر لوح خاك
چو شد حجتّت بر خدايي درست / خرد داد بر تو گـوايي درست
(كليات نظامي گنجوي- نسخه وحيد دستگردي- ويرايشگر: پروين قائمي- تهران، نشر پيمان- چاپ اول 1381 – ص 691)
اقبالنامه
خرد هركجا گنجي آرد پديد / ز نام خدا سازد آن را كليد
خداي خردبخش بخرد نواز / همان ناخردمند را چاره ساز
رهايي ده بستگـان سَخُن / توانان كـنِ ناتوانان «كُـن»
نهان، آشكارا، درون و برون / خرد را به درگاه او رهنمون
برآرندهي سقف اين بارگاه / نگـارندهي نقش اين بارگاه
(كليات نظامي گنجوي- نسخه وحيد دستگردي- ويرايشگر: پروين قائمي- تهران: نشر پيمان- چاپ اول 1381 ص 955)
اميرخسرو بن اميرسيفالدّين محمود دهلوي، مثنويهايي به نام پنج كليد از وي در دست است شامل:
مطلعالانوار A / شيرين و خسرو B/ مجنون و ليلي C/ هشتبهشت D/ آيينه اسكندري E
(حماسهسرايي در ايران- دكتر ذبيحالله صفا- تهران : انتشارات اميركبير- چاپ پنجم1369 – صص 352 و 353 )
مطلعالانوار
خامه چـو آراست سخـن را حِجال / پر برانداخـت عروس خيـال
رانده نخسـت از يَدِ قدرت برون / كرده رقـم بر ورق كاف و نـون
سلسله جنبـان شـده در باب علـم / داشته سر بر خط ارباب علـم
درهنرازبس كه روان كرده است / دست گَهي يافته بر هر كه هست
راست به هر دست گهـي همچو تير / راستي او همـه را دستگيـر
(گنج سخن جلد دوم- دكتر ذبيحالله صفا- انتشارات دانشگاه تهران- چاپ ششم 1357 – ص 221)
آيينه اسكندري
زهي سكّهي كيمياي سخن / كه يك جو در او نيست جاي سخن
گرامـي كُـنِ گوهـر آدمـي / گرامـيترين گوهـرِِ آدمي
به هر خانه زو صلح و جنگي دگر / به هر دل شتاب و درنگي دگر
سخن گرنه جان است بنگر به هوش / چرا مردم مرده بايد خموش
اگر عمر جاويد خواني هم اوست / وگر چشمهي زندگاني هم اوست
(گنج سخن- جلد دوم- دكتر ذبيحالله صفا- انتشارات دانشگاه تهران – چاپ ششم1357- ص 222)